رايانا
رايانا

 

 صفحه اصلي
 
ايميل به نويسنده
سیب و بهار و عشق همه برای تو متن ها وشعرهايی که در اين وبلاگ می نويسم کامنتهايی است که در وبلاگ های دوستان نوشته ام  

صفحات وبلاگ

1 2 3 4

نویسندگان

(98) سهيلا

موضوعات

(98) General

 

بایگانی

 

 

 

پیوندهای روزانه

زندگی ساده(سهيلا)
من و مامانم(رزا و سهيلا)
رزا(زيباترين گل زندگيم)
۱۰۰۰ شاخه گل نرگس(فريبای عزيزم)

آرشیو پیوندهای روزانه

 

پیوندهای وبلاگ

اهورای بزرگ(اتوسا)
ديدگاه و تجربيات يک مرد تنها(محمد تهامی)
کرک(حميد رضا)
يک قلب پاک از تمام معابد جهان زيباتر است(رضا)
عشق و عاشقی(محسن فرامرزی)
پنجره(ارش محمدی)
دنيای عشق(مينا)
دوستی گل(ياسمين)
شيدايان(بيژن)
امير
من و تو و شرح اين اشتياق(رضا)
مه نوا(سهيلا فتحی)
خوابهای صورتی
تکرار افتاب

 

 

 

 
 

دوشنبه، 2 اردیبهشت هزار و سیصد و هشتاد و هفت 10:47 PM

 
وقتی از پشت یک پنجره بهار تو را دیدم

 نگاه سبزت کویر دلم را سرسبز کرد    


نظرات 3     

یکشنبه، 18 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت 2:38 PM

 
کولی امروز فال دلم را در فنجان ریخت و گفت

 در طالع تو غنچه عشق شکفت و هرگز نخفت


نظرات 1     

دوشنبه، 6 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و شـش 11:46 PM

 دل بارانی
زندگی عشق را ارزانی می دهد

و عشق آسمان دل را ابری می کند

تا دل بغض هایش را

دوباره به ابرها پس دهد

از پس این تعبیرها

به دنبال چه می گردم؟؟؟

سایه ای یا چشمی

که چون دل بارانیم اشک بریزد

و ردپایی در جاده خسته زندگیم بگذارد

( کامنت وبلاگ دلم گرفت گفتم شعری برای تو )


نظرات 3     

یکشنبه، 4 آذر هزار و سیصد و هشتاد و شـش 1:41 AM

 کوچه دل

اگر روزی صدایت را نشنیده باشم

دلم می گیرد و بی قرار می شوم

خیال نکن دور شده ای از من

رد می شوی از کوچه دلم با خود من

(کامنت وبلاگ سحر و احمد)


نظرات 8     

پنجشنبه، 24 آبان هزار و سیصد و هشتاد و شـش 12:59 PM

 بهانه

هر کس بهانه می کند

به قصه ام سلام می کند

دور می شود از خودم

مرا بهانه می کند

همیشه این دل است

رها می شرد از خودش

به شب که نمی رسد

باز که را بهانه می کند؟

(کامنت وبلاگ اینهمه خاطره رو چیکار کنم؟)


نظرات 3     

دوشنبه، 21 آبان هزار و سیصد و هشتاد و شـش 1:28 PM

 صبح بهار

اه از این شبها شبهای دنباله دار

کاش زودتر صبح میشد صبح بهار

خواب میدیدم تو را در قبله گاه

بعد عمری تعبیر میشد اسم بهار

(کامنت  وبلاگ نازنین)


نظرات 6     

یکشنبه، 13 آبان هزار و سیصد و هشتاد و شـش 7:22 PM

 رفتن تو

چقدر شبیه دوستت دارم های من شده ای

اگرچه رفته ای و بی من شده ای

همیشه انتظار نگاه بی گناهت را داشتم

ولی تو رفته ای و بی من شده ای

(کامنت وبلاگ گلهای مریم)


نظرات 2     

جمعه، 11 آبان هزار و سیصد و هشتاد و شـش 1:03 PM

 عروج

باران یادش را سفید کرد و به یغما برد

این تکه را زیبا نوشت و به اسمانها برد

کو انهمه خورشید که می گفت از او؟

امد ان جدایی که می گفت از او؟

کتاب دل دامنش را سوخت و او را برد

پیراهنش بوی گل گرفت و تشنه او را برد

*************************************

تسلیت و تاسف برای عروج قیصرامین پور

(کامنت وبلاگ اهورای بزرگ)


نظرات 2     

سه شنبه، 8 آبان هزار و سیصد و هشتاد و شـش 6:33 AM

 گمشده

از وقتی تو سایه ام نیستی

چشمهایم بسته شده

و تمام راهها گم شده اند

نه نشانی ها را می دانم

نه فرصت ها را می شناسم

انگار بهار را بی بهانه گم کرده ام

..............

کاش تو را بیشتر دیده بودم.....

(کامنت وبلاگ ۴۰ مکتوب)


نظرات 1     

سه شنبه، 24 مهر هزار و سیصد و هشتاد و شـش 5:19 AM

 غريبه اشنا

نه چشمهایم تو را دیده اند

نه دستهایم نشانیت را می دانند

پس از کجا می دانم؟

صورتت مهتابی و سیرتت افتابیست

(کامنت ۱۰۰۰ شاخه گل نرگس)


نظرات 4     

یکشنبه، 22 مهر هزار و سیصد و هشتاد و شـش 11:25 AM

 عيد ياس و مريم

-

عید ان روزیست که دل پر ز  عطر یاس و مریم باشد

اسمان نگاه مملو از ایینه و احساس مریم باشد

شکسته نشود دلی به جرم زلال بودن

شب از خورشید بگوید و روز همسایه مریم باشد

************************************

عید ان روزیست که دل پاک و مطهر باشد

سبد عشق پر از سیب معطر باشد

(کامنت وبلاگ کاش میدانستم)

**********عیدتان مبارک**********



پنجشنبه، 19 مهر هزار و سیصد و هشتاد و شـش 7:59 AM

 خدا

کودکی بودم سوالی داشتم

پرسشی کردم جوابی یافتم

پرسیدم بالاتر از اسمانها کجاست؟

سکوت کردی و گفتی تا خداست

پرسیدم بالاتر از خدا کجاست؟

فریاد زدی و گفتی خدا تا خدا با ماست

(کامنت وبلاگ کوچه مهتاب)



دوشنبه، 16 مهر هزار و سیصد و هشتاد و شـش 2:26 PM

 ارامش

درست وقتی که فرود می ایی

سکوتت را بشکن

تا اینه ها شفاف تر شوند و

چشم ها ارامتر

حالا شاید

خودت را بهتر ببینی

که برای ارامشت

دست تکان می دهی

(کامنت وبلاگ زمینی شدن)



پنجشنبه، 12 مهر هزار و سیصد و هشتاد و شـش 3:18 PM

 شعر باران

برای قافیه نگاه تو

شعری بارانی باید سرود

بی تردید

 چنان لرزانی که

پشت نگاه پنحره

بدون اشک

پنهان نمی شوی

(کامنت وبلاگ زمینی شدن)



چهارشنبه، 4 مهر هزار و سیصد و هشتاد و شـش 7:23 AM

 

-

پاهایم مرا در زمین جا می گذارند

و دستهایم کوتاهتر از زمان می شوند

تارهای عنکبوتی که مرا درخود گرفته اند

انقدر تنیده می شوند

که راه نمی ماند

و مجبور به صبوری می شوم

پاهایم را به فردای نامعلوم تو پیوند می زنم

ودستانم به بازوی زور فاتحان حلقه می شود

چاره چیست؟

محکوم به پوست کندن خودم می شوم

(کامنت وبلاگ ۴۰ مکتوب)


نظرات 1     

سه شنبه، 3 مهر هزار و سیصد و هشتاد و شـش 5:02 AM

 

هر روز صدای پای فصلی تازه را  در زندگی خود می شنویم

صدایی که گاه ما را به خود نزدیک و  گاه از خود دور می کند

انقدر نزدیک که پابرهنه به دنبال خود می دویم

و انقدر دور که خانه قدیم خود را  گم می کنیم

ولی افسوس که هر چه پیش می رویم.......

 همه جا از صدای خودمان خالی تر است

شاید روزی بهترین فصل زندگی برای همیشه به خواب رود

و تمام روزهایمان انتهای راه جمعه های خاکستری گردند

(کامنت وبلاگ دلم گرفت گفتم شعری برای تو)


نظرات 3     

شنبه، 31 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش 9:44 PM

 دنيا

ادم عاقل روی موج های خسته شنا نمی کند

شاید ان روز دریا طوفانی باشد

ادم عاقل به راه دور و دراز راهی نمی شود

شاید ان جاده بی انتها باشد

ادم عاقل دنیا را رویایی نمی بیند

شاید این دنیا غریب تر ازدنیا باشد

(کامنت وبلاگ اکرنه)


نظرات 3     

چهارشنبه، 28 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش 6:31 AM

 

هنوز باور نمی کنم وقت پریشانی به این زودی از راه رسید........

و این باران اخرین بارشی است که مرا تنهاتر می کند.

سال ها بود پشت به تمام دلبستگی ها کرده

 و ارامشی را که در باورهایم لانه کرده بود به بازی گرفتی.

من گیج شده ام این همه سال و خاموشی؟

با دستهایی که از همیشه کوتاهترند روی خودم خطی می کشم

تا تو شاید در انتهای این راه اشنای گمشده ات را بیابی.........

دیگر نه من نه تو.فرصت زیاد نیست نفس های اخر را از من بگیر

و به سرمستی خودت هدیه کن............

برو و ببین که من تنها نیستم...........

حکایت زیر و رو شدن این زندگی با من است

 دیگر حتی سعی نمی کنم که خوابت راهم ببینم.............

بگذار تو ساده بروی.............

 و من روی نقطه کوری بمانم که به هیچ چیز ختم نمی شود

(کامنت وبلاگ خوابهای صورتی)


نظرات 3     

جمعه، 23 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش 12:02 PM

 برای سوگواری باغ ارزوهايم فقط يک شعر پاييزی بنويس

هیچ می دانی دلیل اینکه سر قرار نیامدم چه بود؟

وقتی دیدم رازت را به دریا می گویی

 و من فقط یک قصه پرداز غریبه هستم دلم به درد امد

من می خواستم به تو درس محبت بیاموزم

 و حرفی را که می ماند بگویم تا تو در اوج تشنگی صبور باشی

 و نگویی فصل فراموشی چه زود فرا رسید

حالا که از تمام قصه هایم عبور کردی و مرا به بند کشیدی......

بهتر است که دیگر راه گم نکنی

و قدمهایت را اهسته اهسته برداری....

تا قلب من بیشتر از این زیر پاهایت لگدمال نشود

هنوز باور نمی کنم انقدر همه چیز بیرنگ شده

 که تمام  کلمات از کلامم دوری می کنند

و من در این میان فقط به جاده های بی عبور می اندیشم

تا ارزوهایم را که با تو نقش بسته ام از هر ردی پاک کنم

و با صراحت بگویم رویاهای پوشالی مرا به باد بسپار

و برای سوگواری باغ ارزوهایم فقط یک شعر پاییزی بنویس

اگر روزی بپرسی از نزدیکی های من چقدر دور شده ای

می گویم برو که هیچ خبری برایت ندارم

برو تا من در شهر خودم تنها زندگی کنم........

و دستهایم را که هنوز بوی عشق می دهد زیر باران بشویم

تا از تمام تردیدها رها شوم و تو دیگرهیچگاه  به دنبال نگاه من نگرد..

برو که جای پایت را خاطرات تلخ پاک کرده اند

و من در تصورم برایت تکرار را تکرار می کنم

تا گمان نکنی که این راه بی پایان است

و من زنگ بی اوازی تو را نمی شنوم

پنجره را باز می کنم تا احساس لبریز بودن از تو  را بیرون بفرستم

و  با خودم همراه و همخانه شوم......

برو که من هنوز یاد نگرفته ام چگونه قصه غصه هایت را بنویسم

شاید همه ی انچه خودم می خواستم بیش از اینها باشد

امیدوارم روزی اسمان شعرم پر شود از بغص نگاه تو

(کامنت وبلاگ خوابهای صورتی)


نظرات 4     

دوشنبه، 19 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش 1:42 PM

 باران عشق

یادم نمی اید

کی به خودم قول دادم

عاشق نشوم

ولی من فقط

صدای نفس های باران را

شنیدم

 و  عاشق شدم

(کامنت وبلاگ از تبار باران)


نظرات 9     

دوشنبه، 12 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش 11:46 PM

 روز و شب من

شب ها بیدارم از روز خوابی

روزها بیدارم ازشب نخوابی

روزها بیدار از لحظه باران

شبها بیمار از باده و عرفان

(کامنت وبلاگ رز سفید)


نظرات 2     

یکشنبه، 11 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش 11:56 PM

 چشمان تو

چشمهایم چشم تر می شوند

و پاهایم دوان تر

تا تو را بیابم

و یک لحظه

به چشمانت بنگرم

هنوز ان

زیباترین اردیبهشت را به یاد داری؟

که چشمانت

فقط  سکوتی دلنشین کرد

و چشمانم لرزید

(کامنت وبلاگ از تبار باران)


نظرات 1     

چهارشنبه، 7 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش 6:55 AM

 زندگی من

در ورای زندگی ساده ام

 عشق طلب کرده ام

با همه ی تشویش ها

گلهایم را چون یاس های سپید

 از رگ و ریشه اب داده ام

چتری از خورشید شده ام

 بر سر و تنشان تابیده ام

چون بهار بر دل یار ریخته ام

از وفا از عشق

 تا ابد سرشارش کرده ام

اگر روزی بپرسی باز می گویم

جز غروب شهر بارانی ام

 همرازی ندیده ام

برکه ای شده ام و

رو به افتابی که اینجا نایاب است

به همه زیباییها سلام کرده ام

(کامنت وبلاگ خوابهای صورتی)


نظرات 1     

دوشنبه، 5 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش 7:28 AM

 عاشق

دلم را می نویسم

سرشار از عطر خاطره ها

خودم را می نویسم

لبریز از نفس نرگس ها

تو را می نویسم

زلال تر از زلال اینه ها

دلم را برای تو می نویسم

دلبسته به قطره های مهر تو

عاشق  نرگس های  چشم تو

(کامنت وبلاگ از تبار باران)


نظرات 5     

پنجشنبه، 1 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و شـش 11:19 AM

 عبور

بر گونه هایم

فقط عطر نرگس هایی است

که هیچگاه در باغچه

 کوچه های بن بست

نمی رویند

و من در میان انها

تو را می جویم

که به تکامل رسیده ای

و  با هیچ عبوری

وسوسه نمی شوی


نظرات 3     

دوشنبه، 29 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و شـش 11:26 AM

 انتظار

به جستجوی تو

تا گذر زمان امدم

و در ایستگاه ثانیه ها

به انتظار ماندم

شاید تو بگذری

و دستی برای خلوتم

تکان دهی

ولی تو فراموش کرده بودی

چقدر مجال کوتاه است

و گاه یک ثانیه

به سالی تبدیل می شود


نظرات 2     

پنجشنبه، 25 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و شـش 7:57 AM

 همه برای تو

تمام نرگس های باغ دلم برای تو

از سپیده تا شامگاهانم برای تو

تو زیباترین گل وجود منی

عطر و بوی بهارانم برای تو

اسمان و ماه و خورشیدم تویی

لحظه لحظه بارانم برای تو

(به زیباترین گل زندگیم)


نظرات 5     

چهارشنبه، 24 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و شـش 10:50 AM

 زيباترين اتفاق

چقدر بهار را دوست دارم

تا تو از کنارش می گذری

چقدر اینه را دوست دارم

تا تو در ان می نگری

چقدر تو را دوست دارم

تا تو زیباترین اتفاق منی


نظرات 1     

سه شنبه، 23 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و شـش 9:30 AM

 قلب باغچه

با غبان

در بامدادهای سرد

در سپیده های بارانی

اجاق گرمی

برای گلهای زیبا

می سازد

تا قلب باغچه

زیر بارش هر اندوهی

گرم بماند


نظرات 1     

دوشنبه، 22 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و شـش 7:25 AM

 پرنده های سپيد

به پرنده های سپید بگو

از چشمان سیاه خوف نکنند

طوفانی در راه است

که انعکاس سپیدی های

تمام دنیا می شود


نظرات 1     

دوستان

قالب وبلاگ
 
پرشین وب
اخبار ايران
جهانبخشی
تالارهاي گفتگو
 

 

 

 

نظرسنجی وبلاگ

 

 

 

 

 

 

آمار وبلاگ


بازديد هاي امروز : 1
بازديد هاي ديروز : 9
بازديد هاي این ماه : 316
كل مطالب : 98
كل بازديد ها : 8912
ايجاد صفحه : 0.109375 ثانیه

 

Powered by IRANBLOG

 

 

 

 

ساعت ..::.. تقويم

 

 

 

 

درباره وبلاگ

The image “http://i14.tinypic.com/34iiih3.gif” cannot be displayed, because it contains errors.

چقدر بهار را دوست دارم/تا تو از کنارش می گذری/چقدر اينه را دوست دارم/تا تو در ان می نگری/چقدر تو را دوست دارم/تا تو زيباترين اتفاق منی

 

 

 

موسیقی وبلاگ

 

 

 

 

  وضعیت در یاهو

Yahoo Online Status Indicator

 

لینک باکس